بررسی گلیم ایران

مقدمه
گليم نوعى فرشينه است با بافتى ساده که با پشم و پنبه و در مواردى با پشم و موى بز بافته مى‌شود. نخ‌هاى تاروپود يک در ميان از زير و روى يکديگر مى‌گذرند. مانند بافت سادهٔ يک سبد. گليم به‌عنوان يک صنعت دستى زنانه در مناطق عشايرى و روستايى ايران رواج دارد. وسيلهٔ بافت گليم مانند قالى براساس دارهاى افقى يا عمودى است. اين فرشينه به‌دليل ارزان بودن مصرف عمومى دارد. گليم ايرانى برحسب مناطق گوناگونى که آن را مى‌بافند، داراى شيوه‌هاى بافت و نقوش متنوع است.

 مواد اوليه گليم 
يکى از ويژگى‌هاى گليم، وفور مواد خام آن است و به همين دليل در ميان اقوام مختلف توليد مى‌شود. مواد اوليه گليم پشم گوسفند، پشم شتر، موى بز و اسب و پنبه مى‌باشد.  
از نزديک به ده هزار سال پيش که انسان به دام‌پرورى و اصلاح نژاد دام پرداخت، به‌تدريج پشم گوسفند به الياف بلند و نرمى که قابل ريسيدن بود، تبديل شد.   
خصوصيات پشم با مو، پنبه و ابريشم بسيار متفاوت است. گره‌هايى بر سطح الياف پشم وجود دارد که هنگام ريسيدن به آن خاصيت درهم پيچيده شدن مى‌دهد و پارچه‌هاى پشمى به‌دليل درصد بالاى چربي، عايقى ممتاز است و خاصيت فرم‌پذيرى عالى دارد.  
چيدن پشم يک تا دوبار در سال انجام مى‌شود و غالباً پس از پايان سرماى زمستان در ماه‌هاى فروردين و ارديبهشت، و يا پس از کوچ گله به مراتع تابستانى انجام مى‌شود. در مناطق ساحلى و گرم‌تر مثل عربستان و جنوب ايران در ماه اسفند و در مناطق کوهستانى با آب و هواى سردتر مثل شمال شرقى ايران و افعانستان در خردادماه آغاز مى‌شود. محصول پشم هر گوسفند از يک تا سه کيلو است و براى شستن آن گله را يا از درون نهر يا رودى عبور مى‌دهند يا آن که پشم را چيده و سپس مى‌شويند.   
در مناطقى که پشم خوب توليد مى‌شود، آماده‌سازى نخ با مراقبت‌هاى خاص همراه است. پشم را به دفعات مى‌شويند و آب مى‌کشند تا کاملاً پاکيزه شود و چربى آن به ميزان دلخواه برسد.   
براى افزودن به قدرت پاک‌کنندگى آب و زدودن چربى‌هاى سطحي، ترکيباتى شيميايى مانند کربنات دوسود، پتاس و مواد قليايى ديگر از جمله مواد گياهى به آن اضافه مى‌کنند. مرحلهٔ شست‌وشو نه تنها در زدودن مواد زايد و چرک بلکه در افزودن به قدرت رنگ‌پذيرى پشم نيز حائز اهميت است. پس از شست‌و‌شو پشم را براساس رنگ و کيفيت، درجه‌بندى مى‌کنند. امروزه به دليل تجارى شدن و کاهش معيارهاى توليد، مراقبت‌هاى کمترى در مرحله درجه‌بندى پشم صورت مى‌گيرد.   
مرحلهٔ بعد شانه کردن پشم است که الياف را از يکديگر جدا و يکدست مى‌کنند. رايج‌ترين ابزار اين کار يک قطعه چوب با رديفى از ميله‌هاى فلزى است که در زمين نشانده مى‌شود. پشم را به دفعات از داخل ميله‌ها عبور مى‌دهند و الياف کوتاه از بلند جدا مى‌شود.
مرحله ريسندگى چنانچه با دستگاه انجام شود با صرفه‌تر است و امروزه در بسيارى از قالى‌ها و گليم‌ها از آن استفاده مى‌شود. اين پشم به هيچ وجه مناسب نيست، زيرا دستگاه ريسندگى پشم را نازک، شکننده و کوتاه مى‌کند و حالت انعطاف‌پذيرى آن را از بين مى‌برد. رايج‌ترين شيوه ريسندگي، با دوک نخ‌ريسياست. دوک داراى صفحه گردى از چوب يا سفال است، که نوع متداول آن داراى ميله مخروطى چوبى يا فلزى است که در ميان صفحه گرد يا چهاروش چوبى فرو رفته است. ريسندگى به شکل اشتغالى خودکار و غيرارادى شکل مى‌گيرد و چوپانان حتى هنگام مراقبت از گله و زنان در ساعات فراغت و در هر حالتى که بتوانند نخ‌ريسى را همزمان با کارهاى ديگر انجام مى‌دهند.                       
از موى بز، شتر و اسب نيز در گليم‌بافى استفاده مى‌شود. اين مو، گاه همراه با پشم گوسفند دوباره ريسيده مى‌شود تا ريشه‌هاى ظريفى به تار گليم بدهد.   
موى شتر دوکوهانهٔ آسياى مرکزى خودبخود ريزش مى‌کند. اين نوع مو را همراه با پشمى که از گردن و گلوى حيوان چيده مى‌شود، در گليم بافت‌هاى عشايرى افغانستان، بلوچستان و شرق ايران به وفور استفاده مى‌کنند.   
موى دم و يال اسب در منگوله‌ها و ريشه‌هاى تزئينى گليم بافت‌ها، استفاده مى‌شود.
در بيشتر دشت‌هاى حاصلخيز آسياى مرکزى و آفريقاى شمالى پنبه خودبخود مى‌رويد. در عصر حاضر کشاورزان پنبه را براى تجارت کشت مى‌کنند. اختصاصات و امکانات پنبه از پشم بيشتر است. پنبه به وفور کشت مى‌شود و الياف آن بسيار مستحکم است. آن‌را با قطر کم مى‌تابند تا براى بافت‌ها ظريف مناسب باشد. قسمت اعظم تارهاى بافندگى از نخ پنبه فراهم مى‌شود. پنبه برخلاف پشم سفيد شفافيت اوليه‌اش را از دست نمى‌دهد. اما رنگ را به‌خوبى پشم جذب نمى‌کند.
در دورهٔ صفوى در کارگاه‌هاى صحنه و سنندج، گليم ابريشمى توليد مى‌شود؛ اما امروز جز در منطقهٔ قيصرى در آناتومي، از ابريشم در بافت گليم استفاده نمى‌شود. بافنده‌هاى عشاير و صحرانشين علاقه زيادى به تزئين گليم بافت‌هايشان دارند که با زينت‌‌آلات کمياب و غيرعادى مانند الياف فلزى و مصنوعي، مُهره، صدف و سکه انجام مى‌گيرد.


رنگ‌ها  
انواع رنگ و ترکيب‌بندى‌هاى گوناگون آن از مهم‌ترين عناصر زيبايى و کيفيت گليم بشمار مى‌رود و به گرايى‌ طرح‌ها نيز مى‌افزايد. جذاب‌ترين رنگ‌ها از عناصر طبيعى بدست مى‌آيد. در گليم‌بافى استفاده از رنگ‌هاى هماهنگ اهميت بسزايى دارد و بافنده‌هاى عشايرى و روستايى از استعداد فوق‌العاده‌اى در ترکيب رنگ‌ها برخوردارند. گاه بافنده با سليقهٔ خود رنگى غيرعادى در گليم مى‌گنجاند و تضاد جالبى ايجاد مى‌کند و گاه برعکس تأثير نامطلوبى بر بيننده مى‌گذارد. رنگ‌هايى که بافنده‌هاى عشايرى و روستايى مى‌پسندند، تفاوت فاحشى با رنگ‌هاى دلخواه غربى دارد. بافنده‌هاى عشاير، از درخشندگى طبيعت اطرافشان الهام مى‌گيرند.
چگونگى همنشينى رنگ‌ها در ايجاد هماهنگى بين طرح و رنگ نقش مهمى دارد. رنگ‌هاى طبيعى سازگارى بيشترى و هماهنگى بهترى باهم دارند. اما رنگ‌هاى شيميايى که به سهولت بکار مى‌رود مشکلاتى نيز دارد. خالص نبودن رنگ طبيعى نخستين علت زيبايى و برترى آن بر رنگ‌هاى شيميايى است. در قرمز طبيعي، آبى و زرد نهفته است؛ اما قرمز شيميايي، فقط ماده رنگى قرمز در بر دارد.
رنگ در تعيين قدمت گليم و منشأ آن نيز مى‌تواند سودمند واقع شود.


نواع گليم      
شهرت بافندگان گليم در جهان اسلام، بيشتر براى توليد کف‌پوش، ديوار آويز و منسوجاتى است که در اتاق‌هاى خواب نشيمن، راحتى و زيبايى ايجاد کند. گروه‌هاى زيادى نيز طى ساليان متمادى بر بافت انواع ديگرى از وسايل تزئينى مشغول بوده‌اند. جهيزيه دختران چادرنشين علاوه بر قالي، ساک‌ها و خورجين‌هاى گليم بافتى که نقش اساسى در ذخيره و حمل‌ونقل مواد غذايى دارد، پوشش‌هاى تزئينى که در مراسم عروسى روى اسب و شتر مى‌اندازند، نيز بود. توليدات مهم‌تر شامل منسوجات رسمى‌ترى چون سفره و ... بود که بيشتر مورد توجه قرار داشت.
 
  1- انواع گلیم از لحاظ ابعاد: ( گلیم معمولی . گلیمچه . دست گلیم )
2- تقسیم بندی گلیم ازنظرجنس تارو پو:( گلیم پنبه ای. گلیم پشم و پنبه. گلیم ابریشمی)
3-تقسیم بندی گلیم از نظر محل استفاده: ( گلیم مسجدی . گلیم معمولی)
4- تقسیم بندی گلیم از نظر نوع بافت: ( گلیم یک رو. گلیم دو رو. گلیم سوزنی)
5- انواع گلیم از نظر محل بافت: ( گلیم بلوچی . گلیم کردستان)

نقش های متداول در گلیم
نقش چشم خروسی. نقش شطرنجی . نقش جناغی . نقش های خلاصه شده . اشیاء
مهمترین مناطق گلیم بافی در ایران
گلیم سنه، گلیم بیجار، گلیم شاهسون ، گلیم زرند ، گلیم های ورامین و گرمسار ، گلیم قشقایی ، گلیم بختیاری ،گلیم منطقه خراسان .
بافندگى  
دارهاى گليم‌بافى بسيار ساده است. اما سادگى آنها ارتباط چندانى با نوع بافتى که به‌وسيله آنها توليد مى‌شود ندارد. بافت‌هاى پيچيده نيز با دارهاى ساده انجام مى‌شود.   
بافندگى بنا بر سنت ، به عهدهٔ زنان است. مردان اغلب در برپا کردن دارها و چله‌کشى با زنان همراهى مى‌کنند. اخيراً مردان بسيار جوان نيز در بافتن گليم براى فروش مشارکت دارند. در گليم‌بافى بيشتر از دارهاى خوابيده استفاده مى‌شود. هر قبيله و منطقه از ابزارآلات مختلفى استفاده مى‌کند. ابزار بافندگى را بافنده يا در خانه خود مى‌سازد يا از بازارهاى محلى تهيه مى‌کند. شانه‌ها براى کوبيدن پودها و ترتيب فاصلهٔ تارها بکار مى‌رود و تماماً از چوب و يا از دندانه‌هاى بلند فلزى ساخته مى‌شود. کجو و هاف (چوبى براى جدا ساختن بيشتر تارها) را از چوب صاف و صيقلى مى‌سازند. قيچى و چاقو را يا آهنگرهاى محلى مى‌سازند، يا پيشه‌وران سيار.   
هدف اصلى بافندهٔ گليم همزمان با آفرينش نقش‌هاى زيبا و رنگارنگ با نخ‌هاى پشمى نمايان بر سطح گليم، پديد آوردن زيراندازى محکم و بادوام است.   
ساده‌‌ترين نوع بافت، بافت متعادل است که تاروپودها از زير و روى يکديگر رد شده و درهم بافته مى‌شود. اين نوع بافت معمولاً تک‌‌رنگ است و جنبهٔ تزئينى ندارد. اين بافت گاهى روى کناره‌هاى غيرتزئينى قالى‌هاى گليم باف، گره باف و در آستر خورجين‌ها ديده مى‌شود.   
 
بافت متعادل
بافت پودرو
 
در بافت پود رو تعداد پودها بيش از تارهاست و تارها ديده نمى‌شود و رنگ اين نوع گليم را پودها تعيين مى‌کند. اين شيوه بطور گسترده در گليم‌بافى مناطق مختلف جهان استفاده مى‌شود. اين نوع بافت در کناره‌هاى گليم ديده مى‌شود.  
بافت تار رو يا جاجيم‌باف، عکس پود رو است. از شيوه‌هاى ديگر بافت گليم، اُريب‌باف است. بافت چاک‌دار شيوۀ ديگرى است که بسيار متداو لاست و تا حدود 
۲۰  سال پيش تنها شاخص گليم‌ها بوده است. شيوه‌هاى بافت بسيار متنوع و پيچيده‌‌اى در بافت گليم وجود دارد مثل گليم باف با پود معلق، جاجيم‌باف با تار معلق، پيچ‌باف، بافت چرخان، گليم‌باف جفت قلاب و ...   
بافت اريب
 
بافت چاک دار
 
از مهمترين عوامل در استحکام و کيفيت و زيبايى گليم، پرداخت نهايى است. شيوهٔ بستن انتهاى پودهاى منقطع، استحکام شيراز‌ه‌ها و نوع رنگى که در آنها بکار مى‌رود، بافت و تزئين کناره‌هاى عرضى گليم، نحوهٔ بستن ريشه‌ها و وجود زيورآلات اضافى همگى به تکميل دست‌باف مى‌انجامد.
نقش اعتقادات، باورها و فرهنگ بومى در نگاره‌هاى گليم  
از قرن هشتم ميلادى، در سرزمين‌هايى که گليم بافته مى‌شدند، نوعى نگرش واحد در خلاقيت هنرى و فنى پديد آمد که از پذيرفتن دينى واحد در ميان مسلمانان نشأت مى‌گرفت. پيش از آن ”شمن‌گرايي“، ”جان‌دار‌گرايي“، يهوديت، مسيحيت، بوديسم و غيره متداول بوده است. اين دين نوين استفاده از برخى نگاره‌ها و شيوه‌هاى بازنمايى را که مربوط به باورهاى گذشته بود، منع يا تشويق مى‌کرده است. در کشورهاى بافنده گليم، دين اصلى اسلام، مسيحيت و بوديسم بود و نمادهاى مربوط به اين اديان عميقاً در افکار خلاقهٔ بافندگان نفوذ کرده است.
اغلب حيوانات شاخ دار به
منظور بازنمايى بز نقش مى شوند:
 
نخستين ترکيب اشکال در طرح، در تصويرهاى نمادين تاتوييسم ”يين - يانگ“ تجلى يافته است. بعدها فلسفهٔ تصوف، اعتقاد به تعادل را در همه چيز گسترش داد. بنيان‌گذارى مراکز تصوف در شمال غربى ايران از سده‌هاى چهارده و پانزده ميلادى به بعد بوده است. همزمان با آن در شمال غربى ايران تجديد حياتى در عرصه هنر و صنايع دستى ايجاد شده؛ و تفکرات صوفيانه نفوذ عميقى در طراحى آنها برجاى گذاشت.   
اسلام در بازنمايى صورت و پيکر محدوديت‌هايى نشان داد و از طرف نسبت به تکرار انحناها، و زوايا و اعداد علاقه نشان داد. نقش و نگاره‌هاى اين دوران رابطه مستقيمى با دين دارد.
خرافات، نمادهاى تصويرى و اعتقادات مربوط به نگاره‌هاى گوناگون، نسل به نسل تغيير مى‌يابد و پيچيده‌تر مى‌شود و جزئى از افسانه‌ها و فرهنگ بومى مى‌گردد. معانى اصلى از ميان مى‌رود و نگاره‌ها باقى مى‌مانند.   

نگاره شتر در زمينه
گليم شاهسون ايرانى :
 مفهوم اين نگاره لابيجارى قرن هاست که از يادها رفته است.اما طبق افسانه ها نماد خوش اقبالى و باعث وفور نعمت در شکار و برداشت محصولات است.نقش چشم مانند در مرکز براى دفع چشم زخم و نقوش تير مانند در دو طرف آن به شکار اشاره مى کند.  
اين نقش و نگاره‌ها سه نوع کارآيى دارند: يا باورهاى خانوادگى و قبيله‌اى هستند؛ يا طلسم‌هايى براى دفع چشم زخم و بخت‌گشايى و يا مربوط به آگاهى‌هاى زيباشناختى بافنده.
نقش پيکر مرد درگليم قزويني:
 

از رايج‌ترين نقش‌ها براى دفع چشم زخم، ترنج قرمز رنگ در مرکز دست‌بافت است، با خطوطى که به رنگ سرمه‌اي، که تمرکز نيرو را در طلسم نشان مى‌دهد. اين نوع نگاره در خرقه و يا عبا نيز بافته مى‌شود. در تمام مراحل بافندگي، آگاهى نسبت به دنياى ارواح حکفرماست و نقش‌هايى براى دفع شياطين بر ابزارآلاتى چون شانه‌ها و دوک‌هاى نخ‌ريسى حکاکى مى‌شود.   
طاووس دو سر که متعلق به گليم هاى پيچ بافى شاهسون و بختيارى است و در مناطق ديگر نيز تقليد مى شود. اين گليم شاهسون خمسه نمايانگر افکار صوفيانه و نمادى از جهان دو جانبه و آينه وار است.   
دارايى صحرانشينان در خيمه‌ها، حيوانات، وسايل آشپزي، لباس‌ها، دست‌بافت‌، آداب و رسوم، باورها و خرافاتشان خلاصه مى‌شود.   
سکونت دائمى اين مردم در روستاها و تغيير شيوهٔ زندگى ناگزير سنت‌هاى قبيله‌اى را که رابطه‌اى تنگاتنگ با کوچ داشته، به فرهنگ بومى ثابت روستايى تبديل کرده است. طى نسل‌ها اعتقادات پر رمز و راز از مادران به دختران رسيده و بر روايت‌هاى برجا مانده از اجداد، داستان‌ها و خرافات جديدى نيز افزوده شده است.   
آرزوها و خواست‌هاى روستائيان به مرور تغيير کرد و انباشت سرمايه از طريق مالکيت زمين و کالا بر نياز به خوشبختى و سعادت افزود و گليم به‌وسيله نگاره‌ها و نمادهاى طلسم‌گونه زمينه‌اى مناسب جهت ابراز آرزوها و اميال بافندگان گرديد. اين اشکال در نگاره‌هاى بى‌ارتباط گليم‌هاى قشقايى و در نقوش بهم پيوسته و مکرر دست‌بافت‌هاى شاهسون بلوچ ديده مى‌شود.


عیوب حین بافت گلیم
1.عیب سر شدن
2. نخ نما شدن
3. پرز دادن
4. تصحیح پودگذاری 
5. ریش شدن چله ها  ( 1. ناصافی سطح نخ چله به علت تاب زیاد  . 2. ناصاف بودن لبه و نوک تیغه های دفتین  3. تماس تیغه های دفتین با چله ها. 4. استفاده از چله های تهیه شده با الیاف کوتاه  .)
6. پارگی چله ها
7. ناصافی پودها.

 

 گليم‌هاى جديد  
زوال کيفيت و اصالت گليم‌ها تأثير زيادى بر تجارت گليم‌هاى جديد نگذاشته است. مقايسهٔ نمونه‌هاى قديمى و جديد، تنزل ترکيب‌بندى هنري، استانداردهاى فنى و کيفيت رنگ را به‌خوبى نشان مى‌دهد. تا اواخر قرن نوزدهم تمام عناصر مورد نياز براى تهيهٔ گليم‌هاى نفيس با رنگ‌هاى مرغوب در محيط زندگى در دسترس بود. اما در ميانه قرن بيستم تمام عوامل فوق ديگر موجود نبودند.
 
بافندگان گليم به‌منظور بوجود آوردن توازن بين عرضه و تقاضا و تطبيق با تحولات تحميلي، مجبور به استفاده از رنگ‌هاى شيميايى شده‌اند و نحوهٔ زندگى سنتى خود را تغيير داده‌اند. بعضى از اين رنگ‌ها بدون هيچ دليلى در نقاط مختلف کم رنگ مى‌شوند.  
گليم به‌خاطر توجه جهان‌گردان غربى و هجوم آنها و اين‌که اين دست‌بافت‌ها هم جنبهٔ يادگارى دارند و هم تزئين، تبديل به تجارت پرسود بين‌المللى شد و به ايجاد توازن بين عرضه و تقاضا سرعت بخشيد. با افزايش مصرف، توليدات روستايى ديگر پاسخگوى تقاضا نبود و براى همين در شهرها نيز کارگاه‌هايى برپا شد که اصالت کارگاه‌هاى روستايى را ندارند. تغييرات اقتصادى و اجتماعى که در پى مدرنيزه شدن پديد آمد تأثيرى بسيار منفى بر اين منسوجات باقى گذاشت. در حال حاضر مهارت‌هاى بافندگى با سرعتى زياد و نتايجى قابل پيش‌بينى به‌سوى تجارى شدن در حرکت است.   
بازرگانان و مصرف‌کنندگان نيز به‌دليل افت کيفي، بيشترين توجه را روى قالى‌هاى جديد معطوف کرده‌اند که استانداردها و طرح‌هاى قبل از صنعتى شدن را داراست.   
به‌طورکلى گليم‌هاى جديد به سه گروه، قابل تقسيم است: بعضى از گليم‌ها هنوز توسط جادرنشينان و روستائيان براى مصارف محلى بافته مى‌شود؛ و على‌رغم استفاده از رنگ‌هاى شيميايى و ترکيب مواد خام غيرمتداول، باز انعکاسى از تاريخچهٔ قبيله‌اى و خانوادگى در آن مشاهده مى‌شود.   
گليم‌هاى زيادى نيز به‌منظور سود تجارى و بنابر تقاضاى مصرف‌کنندگان غربى با تقليدى بى‌مايه از طرح‌ها و سبک‌هاى سنتى بافته مى‌شود. اين‌ها سه دستهٔ ارزان، معمولى و گران دارند و بيشترين بازار در دست اين گروه است.   
سومين گروه يعنى گليم‌هاى ”آنتيک جديد“ بهترين کيفيت را دارد و قيمت بالا. رنگ‌هاى ثابت به‌دليل استفاده از رنگ‌هاى طبيع، از ويژگى‌ اين گليم‌هاست.   
مهارت رنگرزان باعث شده که تشخيص رنگ‌هاى شيميايى از طبيعى در مواردى بسيار مشکل باشد. اين گليم‌هاى آنتيک جديد، کيفيت‌هاى گوناگونى دارند و اين امر در مرغوبيت بافت آنها و ترکيب‌بندى‌هاى پيچيده‌شان مشهود است.   
صحنه و شيراز از مراکز اصلى بافت گليم‌هاى جديد در ايران است. در حال حاضر بعضى از چادرنشينان و نيمه چادرنشينان، گليم‌هاى مرغوبى براى استفاده شخص مى‌بافند. توليد گليم‌هاى تجارى جديد در صحنه و شيراز، در کارگاه‌هايى با طرح‌هاى دولتى صورت مى‌گيرد. اما کيفيت مواد در اين نوع پايين و رنگ‌ها تند و خشن است، البته اندازهٔ گليم‌ها مناسب است. ترکيب‌بندى‌ها و ظاهر کلى گليم‌ها، فاقد ويژگى‌هاى سنتى و طرح و خط آزادانه‌اى است که معمولاً در دست بافت‌هاى مردمانى يافت مى‌شود که در طبيعت زندگى مى‌کنند.

 گليم ايران  
  
  
پس از قرن هيجدهم و نوزدهم، کلکسيونرهاى غربى فرش به‌جاى استفاده از ترکيه، کلمهٔ پرشيا را براى مشرق زمين بکار بردند. اين سرزمين که بنام ايران قرار گرفت با فرش‌هاى گران‌قيمت و تجملى که براى قصرهاى ايران بافته شده بود، رفته رفته توجه ثروتمندان اروپايى را جلب کرد. و به عنوان اشيايى مُد روز و شرقى جزء لاينفک خانه‌هاى بزرگ آنها شده و به‌تدريج با افزايش حجم تقاضا، شبکه‌اى از دلالان و فروشندگان فرش ايران و بازارهاى دنيا پديد آمده اما گليم‌هاى ايرانى به‌خاطر سادگى در مواد، بافت و طرح چندان مورد توجه اروپائيان و امريکائيان قرار نمى‌گرفت. اما کنجکاوى و اشتياق گروه کوچکى از جمع آورندگان و فروشندگان آگاه غربي، راه ورود گليم‌هاى ايرانى را در دهه‌هاى 
۱۹۵۰  و  ۱۹۶۰  به مغرب زمين باز کرد. اما باز هم تعداد محدودى از گليم‌ها در نمايشگاه‌هاى هنرى و بومى در معرض نمايش قرار گرفت. اما کيفيت قوى طرح و رنگ در گليم‌هاى قشقايى و لر که مربوط به جنوب و جنوب غربى ايران بود، کار خود را کرد و بسيارى از علاقمندان گليم را براى تزئين و ديوارآويزهاى بزرگ بکار گرفتند. و اين علاقه رو به فزونى گذاشت و در طول بيست سال اخير انواع بسيار گوناگونى از گليم‌هاى ايرانى وارد کشورهاى غربى شد.  
اما تحولات گوناگون شصت و چند سال اخير در سرزمين‌هاى بافنده‌ گليم، آثار نامطلوبى بر توليد سنتى اين نوع دست‌بافت باقى گذارد؛ که بيشتر در گليم‌هاى جديد ديده مى‌شود، که بنا بر تقاضاى خريداران غربى بافته مى‌شود. کارهاى سفارشى و توليدات انبوه تجاري، تمايل و نياز را به بافت گليم به سبک قبيله‌اى و روستايى از بين برده است. گليم‌هاى ايران نسبت به گليم‌هاى ترک و آفريقاى شمالى از تنوع و گوناگونى بيشترى برخوردار است. تعداد قبايل و ريشه‌هاى متفاوت آنها در ايران بسيار است.   
در طول قرن‌هاى متوالي، سلطنت‌ها و دولت‌هاى گوناگون با فتوحات تاخت و تازهاى خود و بيرون راندن اهالى بومى و جايگزين کردن انسان‌هايى از کشورهاى دوردست، چون مغولستان و يونان، نوعى هرج و مرج در بافت سنتى کشور پديد آوردند. اغتشاشاتى که در اثر نفوذ فرهنگ‌هاى مختلف و جابجايى قبايل چادرنشين در مرزهاى ملى و بين‌المللى پديد آمده موجب شد تا تخمين ريشهٔ اصلى بعضى قبايل مشکل شود و خريداران ترجيح دهند براى تشخيص محل دقيق بافت گليم‌ها، آنها را مستقيماً از بافنده خريدارى کنند. نام‌گذارى‌ها نيز مشکلات بيشترى در اين رابطه ايجاد کرده است. مثلاً يک گليم مى‌تواند بنام قبيله‌اى که در آن بافته شده، شهرى که در آن پيدا شده، يا سبکى که در بافت آن بکار رفته نام‌گذارى شود. از طرفى بافندگان اين گليم‌ها ممکن است با افراد قبايل ديگر ازدواج کنند و ريشهٔ قبيله‌اى مشخصى نداشته باشند. 

 
نگاهی به گلیم قشقایی
قوم قشقایی به عنوان یکی از ایلات بزرگ ایران تاثیر به سزایی دررشد  بافته های داری  سرزمین ایران داشته اند تاثیر پذیری به جای انها از اقوام دیگر و تغییر زیبای نقشمایه های برگرفته به گونه ای که در بعضی موارد تولد نقشی را باعث شده اند که اصالتی خاص به نقشهای آنها داده است از ویژگیهای به سزای این اقوام است . این در حالی است که جدا از بر گرفتن نقشمایه ها خود عاملی برای انتقال نقشمایه ها ی تولد یافته به اقوام فارس ولر و عرب همسایه خود بوده اند.


گلیم بافی سمنان
گليم به عنوان نخستين زيرانداز بشر، داراي سابقه توليدي بسيار طولاني است. بافت گليم اگر چه به گونه بسيار ساده آغاز شده، اما در طول سالياني كه از عمر آن مي گذرد، هنرمندان ايراني در تكميل ان نقش فوق الاده چشمگير ايفا كرده‌اند و توانسته‌اند آن را به عنوان محصولي برخوردار از ارزش هاي هنري و مصرفي توامان حتي روانه بازارهاي خارجي كنند. گليم كه در مقايسه با قالي داراي شيوه بافتي آسانتر است و به همان نسبت قيمت ارزانتري دارد، هنري در انحصار روستا نشينان و عشاير بشمار مي‌آيد. روستاهاي شهرستان گرمسار، سمنان و روستاهاي كندو، خيج و رضاآباد شاهرود از مراكز توليد اصلي گليم در استان سمنان هستند.

 
گلیم بافی اردبیل
با توجه به مواد اولیه فراوان و آشنایی اغلب صنعتگران هنرمند روستائی استان اردبیل به بافت گلیم، این رشته از صنایع دستی در بسیاری از شهرها و روستاهای این استان رواج داشته و از معروفیت خاصی برخوردار است. به طور مثال می توان از گلیم نمین یا عنبران گرمی و خلخال نام برد. نوعی از گلیم مناطق مزبور که به "مسند" شهرت دارد و معمولاً در اندازه  5/1  × 1  متر بافته می شود، دارای کیفیت بالائی است و بافندگان سلیقه و هنر زیادی را در بافت و ترکیب رنگ و طرح آن به کار می برند. گلیم های مسند، گلیم های دورو است. نوع دیگر زیرانداز "ورنی" یا گلیم سوماک است که مهمترین مراکز تولید آن مناطق عشایری و روستایی مغان، بیله سوار، پارس آباد و مشکین شهر است. طرحها و نقش های زیادی رامی توان در گلیم های تولیدی مناطق اردبیل مشاهده نمود، از جمله نقش های لچک و ترنج و لچک تکرار شوند.
تفاوت گلیم های ساده یا دوروی تولید شده در استان اردبیل درطرحها و نقش ها و گاه ابعاد و اندازه های آن است. مثلاً گلیم های ساده تولید شده در مغان به اصطلاح دراز و باریک با طولی در حدود  3  تا  5  متر و عرضی حدود یک متر است و معمولاً در دو قسمت بافته و از جهت طولی به نحو مخصوصی به هم دوخته می شود. ضمن آن که در مناطق عشایری استان بیشتر به استفاده از چله پشمی در تولید کار تمایل دارند و کمتر از نخ پنبه ای به عنوان چله یا تار استفاده می کنند.
گلیم های تولیدی خلخال در اندازه  5/1  × 3  متر مربع است و طرح گلیم نیز معمولاً با یک یا چند ترنج و یک حاشیه همراه است و متن زمینه از یک رنگ است و خرده نقشی ندارد.
ورنی :
ورنی که گاه به آن گلیم سوزنی نیز گفته می شود، نه تنها یکی از گلیم های معروف اردبیل بلکه یکی از شاخصترین "سوماک" های ایران است. این نوع زیرانداز در آثار پژوهشگران خارجی به نام "سوماک" معروف است و منسوب به شهر "شوماخی" در قفقاز است، ضمناً در میان عشایر جمهوری های آذربایجان و ترکیه نیز ورنی با نقش هایی کم و بیش شبیه ورنی اردبیل و به همین نام شهرت دارد. بافت "ورنی" در ایران تنها در بین ایلات و عشایر استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل رواج دارد و روستائیان استانهای مذکور نیز به دلیل آمیختگی با این عشایر به بافت این نوع گلیم زیبا و منحصر به فرد می پردازند. "ال سون" ها و نیز عشایر "ارسباران" عمده ترین تولید کنندگان ورنی هستند. تفاوتی که در بافت گلیم و "ورنی" وجود دارد این است که در گلیم، بافت به صورت گره های منقطع انجام می شود و نقوش آن توسط پود شکل می گیرد و تار بوسیله پود کاملاً پوشیده می شود، در حالیکه در بافت ورنی ایجاد طرح و نقوش بر سطح آن توسط پودگذاری اضافی حاصل می شود و تار و پود هر دو پوشیده است. پود اضافی، که پود اصلی خوانده می شود، مانند پود گلیم به صورت ساده از بین تارها عبور نمی کند، بلکه به دور تار حرکت پیچشی و غیره منقطع دارد. متداول ترین مصارف ورنی شامل خورجین، مفرش(رختخواب پیچ یا فرمش) و زیراندازهایی است که غالباً در اندازه های  3/1×1  متر و  5/1×1  متر روی دارهای عمودی بافته می شود. بافندگان ورنی از نقش هایی چون گوزن, آهو , گرگ, سگ گله, بوقلمون, مرغ و خروس, شغال, روباره, پرندگان محلی و ... به گونه ای بسیار زیبا و به صورت هندسی استفاده می کنند.
گلیم بافی کردستان
گلیم:
مبدأ مشهورترین گلیم های کردستان, سنه است که در حال حاضر شامل سنندج و اطراف آن می شود. این منطقه از مراکز مهم تولید قالی و گلیم های کردستان به شمار می آمده است.
سنه از زمان سلطنت صفویان پایتخت کردستان بوده است و تأثیر صفویان در گلیم های به جای مانده از قرون هجدهم, نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وضوح دیده می شود. گلیم های قبایل سنجابی و جاف تحت تأثیر آویزهای زربافت و قلاب دوزی شده صفوی است. گلیم های سنه چه از نظر فنی و چه از لحاظ زیبایی شناسی با دیگر گلیم هایی که توسط قبایل و چادرنشینان کرد بافته شده, تفاوت دارد. در بافت آنها نوعی ذوق هنری دیده می شود و بیش از گلیم های دیگر به فرش های گره دار ایرانی شبیه است.
به طور کلی گلیم ها را از نظر ترکیب بندی می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1- تکرار مکرر طرح های گل دار و یا یک طرح گل دار که از میخ یا داربستی آویزان شده و توسط حاشیه ای باریک و یا مجموعه ای از حاشیه ها احاطه شده است. نگاره ها شامل برگ, پیچک, ساقه و گل است.
2- در این گروه گل ها ظریف تر شده و ترنجی مجزا در مرکز آن قرار دارد. طرح این گلیم ها بسیار شبیه قالی های گره داری است که تجار فرش تهران به آن «براتی» می گویند. براتی مضمونی پیچیده و مرکب از گل های کوچک, بته و کندوی عسل است که تصویر یک باغ را به یاد می آورد.
3- سجاده هایی که به علت داشتن محراب پیازی شکل از سجاده های دیگر کشورها متمایزند.
اندازه بافت گلیم ها اکثراً کوچک است, اما بعضی از آنها بزرگ و تقریباً مربع شکل است. این گلیم ها اکثراً دارای بافت هایی چاک دار است, اما اضافه کردن پودهای ضمیمه و پودهای منحنی از مشخصاتی است که معمولاً در دیگر گلیم های کرد یافت نمی شود.
رنگ ها غالباً آبی, قرمز و سفید است و گاهی از رشته های فلز نیز در آنها استفاده شده است. تارها معمولاً نخی است و تارهای پشمی به ندرت در آنها به کار می رود. پودها غالباً از رشته های بلند پشمین, فلزی, ابریشمی و اخیراً پلی کروم ابریشمین درست می شود. ریشه ها را که امکان صدمه دیدن آنها بسیار زیاد است, به شکل دسته تارهای گره دار می بندند و اگر به اندازه کافی بلند باشد, مجدداً گره خورده و به شکل توری و شبکه درمی آورند.
گلیم های سنه به خاطر ظرافت و زیبایی خود شهرت خاصی دارد. در ده ساله اخیر, با این که از ظرافت سابق آن کاسته شده, اما هنوز دارای کیفیتی مطلوب است. بعضی از گلیم های سنه در گذشته توسط خانم ها به صورت دیوار آویز یا پوشش مخصوص در حمام به کار می رفته است. گلیم های سنه, گلیم های بسیار نفیس است که ارزش واقعی آنها توسط کلکسیونرها در مزایده های دهه  1950  و  1960  م شناخته شده است.
گلیم های بیجار :
بیجار که یکی از شهرهای تجاری حاشیه ای کردستان است, دارای گلیم مخصوص به خود است. بعضی از این گلیم ها نسخه های ساده گلیم های سنه با پشم زبر و رنگهای تند است و بعضی دیگر دارای بافت های چاک دار پشمین و تارهای نخی است. گلیم های بیجار معمولاً طویل و باریک است و در آن از ترنج های رنگین مثلثی و یا لوزی شکل استفاده می شود. بیشتر گلیم های منطقه دارای دو حاشیه بوده و از دیگر ویژگی های بعضی از گلیم ها, بافت انسان و حیوان در متن یا حاشیه های آنها است. طرح حیوانات نیز در متن این گلیم ها, اهمیت گله های گوسفندان و بزها را نشان می دهد. که به عنوان ثروت قابل حمل به آن تکیه می کنند. البته حیوانات دو سر از ویژگی کارهای تزئینی کردها, من جمله در کیف ها است.
گلیم شاهسون بیجار:
شاهسون های بیجار در قرن هجدهم از دشت مغان مهاجرت کرده و در روستاهای مابین زنجان و قزوین در نزدیکی بیجار و شمال همدان مستقر شدند. اهالی این منطقه ترک زبان هستند و استقلال خود را کاملاً حفظ کرده اند. بسیاری از نگاره هایی که در گلیم های شاهسون بیجار به چشم می خورد, از مناطق دیگر آمده است. با آن که بسیاری از گلیم ها با طرح های پود رو و پودهای چرخان تزئین می شود, اما در عین حال اسلوب بافت چاک دار همراه با پشم و نخ نیز در آنها به کار می رود.